بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
514
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
منع ماريه از خود و خلافت ابو بكر و عمر بود بعد از آن حضرت فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ پس در آن وقت كه خبر كرد حفصه عايشه را به آن حديث و افشاى راز حضرت نمود وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ اى على افشائه و مطلع گردانيد پيغمبر را خداى تعالى به افشاى آن حديث عَرَّفَ بَعْضَهُ شناسا گردانيد پيغمبر حفصه را ببرخى از آن حديث وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ و اعراض كرد از بعضى ديگر يعنى حضرت بحفصه گفت كه منع ماريه را از خود كه تو را باسرار و اخفاى آن امر كرده بودم افشاى آن نمودى و اما در باب افشاى راز ديگر كه خلافت ابو بكر و عمر است حضرت بحفصه چيزى نگفت چه غرض اصلى اظهار خيانت حفصه بود و اين معنى از تعريف افشاء و اظهار بعضى حاصل مىشود . بعضى از مفسرين گفتهاند كه « عرف » بتشديد درين مقام بمعنى جزا دادنست يعنى جزا داد پيغمبر حفصه را از بعضى به اين قسم كه او را طلاق داد و گفتهاند كه مؤيد اين معنى قراءت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است كه آن جناب « عرف » بتخفيف را ميخواندهاند و عرف بتخفيف به غير از جزا دادن احتمال معنى ديگر ندارد صاحب مجمع البيان گفته كه ابو بكر بن عياش كه از جملهء روات عاصم است گفته كه « عرف » بتخفيف از جملهء ده كلمهايست از قراءت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كه من داخل قراءت عاصم گردانيدهام تا قراءت حضرت امير را هم گفته باشم فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ پس آن هنگام كه خبر داد پيغمبر حفصه را بافشاء و اظهار آن حديث قالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هذا گفت حفصه به پيغمبر كه كدام شخص خبر داد تو را به اينكه من افشاء راز تو كردهام قالَ گفت پيغمبر نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ خبردار ساخت مرا خداى تعالى دانا بجميع امور آگاه بسرائر و مخفيات صدور فخر رازى گفته كه با وجود عليم ، خبير نيز گفته زيرا كه در خبير زيادتى هست كه در عليم نيست مرويست كه بعد از آنكه افشاى راز مذكور بر حضرت ظاهر شد حضرت حفصه را طلاق داد و بخانهء پدرش فرستاد و يك ماه آن حضرت در غرفهء ماريهء قبطيه انزوا اختيار نمود فخر رازى آورده كه « روى ان عمر قال لها لو كان فى آل بنى الخطاب